به کوه ام در انداز تا ببر و شیر / ببینند چنگال مرد دلیر
ههڵۆ له لووتکهدا نهبێ ئۆقره ناگرێ
عقاب آرام نمی گیرد، مگر در اوج ، در بلندی، در رهایی و آزادی
کرێکاری شهریف ئهی خاوهن غیرهت
بۆ سهرو سیماو کاڵای پر مهینهت
رقت دا بهرت زوو به دهس و برد
هونهرت دانا بۆ میللهتی کورد
سهد سهرمایهدار بن به قوربانت
بۆ هێزی بازوو ههم رهنجی شانت
ئافهرین بۆ تۆ ههی فهرهاد بهزێن
یادگاریهکانت جوان و پر بهجێن
ههر خۆش بن نهرزێن دهسو پهنجهکهت
کرێکار ههڵسی رق و ههوهسی
پۆڵا پێچ ئهدا له دهوری دهسی
سڵاوم بۆ تۆ مام حسێن کۆکهن
سهلمانت بۆ کورد کارو علم و فهن
عیسای شاعره به دڵێکی به هیچ
بۆت ئهپارێتۆ له کۆسهی ههجیج
عیسا ههورامانی
۱/ ئایار/ ۲۰۰۸

قودرهت و سهروهت جاه وجهلالات
پێشکهش بهوانهی پیان شیرینه
سهد تف و لهعنهت له قوربان قوربان
له ئاغا فهرمووی یه کجارم قینه
خۆم زهلیل ناکهم بۆ فلس و دینار
ئهویش له سایهی عیززهتی دینه
پێم خۆشه نانی جوێ رهشی عهباڵ
دوێنهی خهجیجهو فاتهو جهمینه
کاڵه و کڵاشی ساختی ههورامان
نایدهم به قونرهی چهرمی مهکینه
ههی هوو چهن دوورین من و نۆکهری!
ئهمهش ههر جۆرێ کاسهلێسینه
سهلام سهییدی ((وێرمهنه))(۱) دینار
خۆویهکی پیسو زۆر ناشیرینه
ناکهومه پینهی درۆی ئاغایان
کهوش و کهراسی خۆم ئهکم پینه
من ههڵۆی لووتکهی بهرزی داڵانیم(۲)
ههرگیز وهک قاڵاو ناکهومه چینه
مامۆستا حهسهنی دهزڵی
۱- وێرمهنه: تورکی یه یانی پێم بده
۲-داڵانی: کیوێکی بهرزه له ههوراماندا
ز پادشاهی پرویزجز فسانه نماند
هزاران نقش نمایان ز کوه کن پیداست
((صائب تبریزی))
بس طاقها شکست ولی بیستون بجاست
آری بنای عشق چنین محکم اوفتد
((صائب تبریزی))
امید است با این وبلاگ خدمت اندکی به فرهنگ و تاریخ ملتم کرده باشم : اگرچه بر آستان تاریخ فرهنگ و هنر ملت کرد مصداق بیت زیر قرار خواهم گرفت:
پای ملخی پیش سلیمان بردن
عیب است و لیکن هنر است از موری
تقدیم به :
خالو حسین کوه کن
که نام و هنرش
یادآور سلفش (فرهاد کوه کن) است.
شعر بلندی از مسلم ناظمی شاعر کرمانشاهی برای خالو حسین کوه کن
مسلم ناظمی متولد 1363، اهل کرمانشاه، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد آمار ار دانشگاه تهران و شاعر و مترجم .

یک پای رفتنت نیست
و دستت به کار آلونکی در کوه
برای تکثیر اندوه گورانی[1]ها
تا گاهی که باد به دامش بیافتد
یادی چهار بار در خاطر خالی دهل بپیچد
" و فدای بالات بام
روژی چوار جاره
صبح و نیمه رو
عصر و ایواره
شیرین شیرینه
شیرین شمامه
ساتی نوینمت
خواوم حرامه"[2]
*
فرهاد هم فریب خورده بود
کدام شیر در شیار صخره بریزی؟
گله پشت کامیون کوچید
و ردّی از پشکل
تا درب کشتارگاه جامانده
*
جوجه کبک
در آلونکت چند برابر جیغ می زند
تا فکر کند کبک
که فطارهای فشنگ ته کشیده اند
یا مردمان از شکار دست.
کبک که بوی کباب نمی فهمد خالو!
*
گلو را با دانگ دانگ کلنگ
هماهنگ کن!
کوه گوش به زنگ گورانی ست
" شلیره[3] های شلیره!
شلیر آمان شلیره!"
و عقابی قسم میخورد
که شلیره را در شکاف کوه
به شکل شقایقی چهار پر دیده
درست مثل آن روز که خاکش کردند
با چهار خال سیاه بر سینه ی پیراهن سیاهش
درست مثل شیرین
که هزار سال پیش
زیر دست های لرزان شاعری جان داد.
" شرط بو له داخت
دی هر نیه خنم
کراس آزیه تی
له ور نیه کنم"[4]
*
کتری ات بد جور غلغل میکند خالو!
چقدر چای تلخ دلش میخواهد
سواری که اخباری از شهر
در خورجین دارد.
[1] آواز کردی
[2] روزی چهار فدای قد و بالات
صبح و ظهر و عصر وغروب
شیرین شیرینه
شیرین شمامه
ساعتی نبینمت
خواب بر من حرام میشود
[3] اسمی دخترانه در کردی. در لغت به معنای لاله یا شقایق است.
[4] قول میدهم که از داغت
دگر هرگز نخندم
پیراهن عزا را
به در نیاورم
چهارمین کتاب زندگی نامه حسین کوهکن و دومین کتاب به زبان فارسی چاپ شد
پس از فرهاد قدر این جان سخت دانستن
که بعد از روزگاری مرد کاری میشود پیدا
((صائب تبریزی))
محمد خالدی مکی فرزند مرحوم محمد توفیق ، کوچکترین نوه ی میرزا شفیع پاوه ای
نویسنده ی کتاب زندگی نامه حسین کوه کن

کوتاه درباره محمد خالدی مکی نویسنده ی پرکار و دلسوز دیارمان
محمد خالدی مکی فرزند مرحوم محمد توفیق ، کوچکترین نوه ی میرزا شفیع پاوه ای در اول مهرماه ۱۳۳۲ ش در محله ی قدیمی میرآباد شهر تاریخی پاوه ، منطقه ی اورامان متولد شد ، در پاییز ۱۳۴۰ پدرش را از دست داده و از مهر پدر محروم می گردد ، ایشان در همان اوایل کودکی به تحصیل روی آورده تا اینکه گواهینامه ی پایان تحصیلات ابتدایی را در خرداد ماه ۱۳۴۵ در دبستان سعدی شهر پاوه به پایان می رساند ، دوره ی اول متوسطه را در دبیرستان پهلوی سابق شهر پاوه در خرداد ماه ۱۳۴۸ با رتبه ی عالی تمام و دوره ی دوم متوسطه را در دبیرستان های کزازی و حکیم نظامی شهر کرمانشاه در خرداد ۱۳۵۲ به اتمام رسانده و موفق به اخذ دیپلم رشته ی علوم طبیعی می گردد . در آبان سال ۵۴ به استخدام آموزش و پرورش درآمده و در سال ۱۳۵۷ قبل از انقلاب در رشته ی مورد علاقه ی خود (دبیری زیست شناسی) دانشگاه تبریز قبول می شود ، پس از ایجاد وقفه ی تعطیلی دانشگاه ها به عنوان انقلاب فرهنگی سرانجام موفق به اخذ مدرک لیسانس در تیر ماه ۱۳۶۵ گردید ، ایشان بعد از گرفتن مدرک لیسانس با ۳۱ سال سابقه خدمت صادقانه ی معلمی سرانجام در شهریور ۱۳۸۳ به افتخار بازنشستگی نایل می شود .
محمد خالدی مکی بنا به علاقه ی زیادی که به اشعار کردی خصوصاً اورامی داشت در سال ۱۳۴۴ به جمع آوری اشعار شاعران منطقه ی پاوه پرداخت و اشعار زیادی از میرزا شفیع پاوه یی و میرزا عبدالقادر و شاعران دیگر را جمع آوری کرد. اکنون نسخه های خطی ایشان موجود می باشد خصوصاً اشعار روضةالصفای میرزا عبدالقادر را از روی نسخه های خطی متعددی گرداوری کرده ، محمد خالدی مکی از سال ۱۳۴۹ که دانش آموز دبیرستان کزازی کرمانشاه بوده تا کنون در مورد جغرافیا و تاریخ شهرستان پاوه و اورامانات مشغول به تحقیق و تألیف می باشد نمونه ای از کارهای تحقیق ایشان به قرار زیر می باشد:
۱.کتاب جاذبه های گردشگری اورامانات و غار قوری قلعه بزرگترین غار آبی آسیا را تا کنون ۴ بار به چاپ رسانده است .
۲.زندگی نامه ی میرزا شفیع پاوه ای و بخشی از دیوان اشعار او را جمع آوری کرده و آماده ی چاپ می باشد.
۳.بررسی غارهای استان کرمانشاه .
۴. جغرافیای تاریخی اورامان لهون شمالی از سیروان تا مرز عراق بعد ازبررسی مجدد آماده ی چاپ می باشد .
۵. کتاب روضةالصفای میرزا عبدالقادر پاوه ای از روی نسخه های متعدد در حال بررسی و تطبیق مجدد می باشد .
۶. راهنمای سیاحتی شهرستان پاوه در یک بروشور رنگی که در تاریخ ۱۵/۵/۷۸ نوشته و فرمانداری و ارشاد اسلامی شهرستان پاوه آن را در ۳۰۰۰ نسخه به چاپ رسانده و در پدیده ی طولانی کسوف در تاریخ ۲۰/۵/۷۸ آن را در بین مهمانان داخلی و خارجی توزیع گردید .
۷. وجه تسمیه برخی از روستاهای اورامانات.
۸. به تاریخ و جغرافیای شهرستان پاوه که قسمت اعظم آن را به رشته ی تحریر درآورده است .
۹.گردآوری بخشی از دیوان اشعار میرزا محمود دوریسانی.
۱۰.جمع آوری مطالبی در مورد تاریخ دوران قبل از مادها و دوران ماد در استان کرمانشاه .
۱۱. بررسی ادیان مختلف در اورامان.
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحب قلم نداشت
در پیشگاه اهل خرد نیست محترم
هر کس که فکر جامعه را محترم نداشت
مدیریت وبلاگ:
برخود لازم می دانم از زحمات نویسنده آقای محمد خالدی مکی برای نوشتن و چاپ این کتاب زیبا و پر بار که ده سال به طول انجامید، که بی شک سند و منبع معتبری برای محققان و نویسنگان نسل آینده خواهد بود، نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم.
شعر کردی از ماموستا زاێر رئوف عبابیله ای (خلاصه زندگی)
ناله تیشه به گوش دل شیرین میگفت
که گذر بر سر فرهاد نکردی و گذشت
((حافظ ))

ئەو بلیمەته بناسن ناوی حسەینه
کوردی ئیرانی شۆرەت عوسمانیه
خەلکی درۆله خواری ئێرانه
هەروەک شێرانی مازندەرانه
زۆر جێ گەراوه له کوردستاندا
خۆشی نه دیوه له روی جیهاندا
له پاش ژیانی هەرزه و گەنجیەتی
رووی له عێراق کرد له تاو برسیەتی
له کۆتەو سەراو (له) ناو (و) نەورۆڵ
ده ساڵ رەنجی دا به شان و به کۆڵ
دوانزه برکەی بوو گشت باڵا خانه
له درۆڵه سوتان بوونه وێرانه
سی وپەنج سەری بوو مەر و بزن و کار
ئەویچ بوو به ئاو وەک بەفرەکەی پار
خێزانه کەی مرد سێ کوری کوژرا
مێردی سی کچی به و دەرده برا
ناچار روی کرده گوندی مەیگۆرێ
دەوری هه ژاری جی و ری ئەگۆرێ
کاورا هەلسا کردی به هەرا
دایه بەر چەقۆ خۆی بۆ نەگیرا
جا (ئا) وەها بوو قەزای رۆزگار
(هەڵسا) چوو بو کەژ بۆ راو و شکار
تفەنگی ساچمه زەنی دانا بوو
تەقی به قاچیا رەزای خوا وا بوو
تا بەو شێوەیه قاچێکی نەما
خلتا بوو له ناو ئازار و خەما
له تاو هەژاری تانەی ئەم وئەو
رووی کرده غاری به رۆژ و به شەو
به ئیزنی ئەڵڵا هەڵیگرت قوڵنگ
ئەو شاخەی کون کرد هەر وەکو پڵنگ
لەو شاخه رەقه ی حەوت ژووری کێشا
ریشەی دۆژمنی له بن دەرکڵێشا
ئیسه ئەو کەژە بووه به گۆڤار
هۆنەری دیاره حسەین تاکه سوار
ترجمه شعر به زبان فارسی :
1- آن نابغه را بشناسید نامش حسین شهرت عثمانی واز کردهای ایران است.
2- اهل روستای دروله درغرب ایران و همچون شیران مازندران است.
3- اکثرنقاط کردستان راگشته ولی دراین کره خاکی اندک خوشی ندیده است.
4- بعد از گذراندن دوران جوانی وشباب ازتاب فقر وگرسنگی راهی کشور عراق شده است.
5- درمناطق و روستای کوته وسراو وکرنول ده سال بی وقفه رنج ومشقت کشید.
6- درروستای دروله دوازده اتاق شبیه عمارت درست کرده بود ولی براثر اتش سوزی ناشی از بمباران عراق به ویرانه تبدیل شدند.
7- سی وپنج راس گوسفند وبز وبزغاله داشت. آن ها هم چون ابر بهاری آب شدند ونابود گردیدند.
8- همسرش فوت کرد وسه پسرش کشته شدند وسه داماد ش نیز همین گونه ازبین رفتند.
9- به ناچار به روستای میگوره مهاجرت کرد . فقرونداری این گونه سرنوشت انسان راتغیر می دهد.
10- شخصی باحسین دعوا کرد وحسین کنترل خود را ازدست داد وی رامورد ضربات چاقو قرار داد.
11- تقدیر روزگار وی را راهی شکار در کوهستان کرد.
12- اسلحه ساچمه زن را که زمین گذاشته بود بر اثر تقدیر الهی شلیک شده وپای وی را مورد اصابت قرار داد.
13- بدین صورت پایش را از دست داد ودر دریای غم واندوه غرق تر شد.
14- به خاطر نجات از گرسنگی وطعنه اطرافیان شبانه روز شروع به کندن غار کرد.
15- به یاری خداوند کلنگ را برداشت وهمچون پلنگ کوه را شکافت.
16- در آن صخره ی سخت و محکم هفت اتاق را درست کرد وریشه سست دشمن را از بیخ وبن برکند.
17- اکنون آن کوه بلند همچون مجله ای شده است که هنرنمایی تک سوار کرد را نشان می دهد.
کتاب زندگی نامه حسین کوه کن
فرزند هنر باش، نه فرزند پدر / كه فرزند هنر زنده كند نام پدر
حقیقتی شبیه افسانه ها

نویسنده : پژمان حبیبی . متولد 1352 . کارشناس شیمی
کار ما عشق است و ما را بهر آن آورده اند
هر کسی را بهر کاری در جهان آورده اند
این همه افسانه کز فرهاد و مجنون ساختند
شرح حال ماست یک یک بر زبان آورده اند
((اهلی شیرازی))
در فیسبوک عضو شوید Hossein koh kan لطفا در صفحهی
گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین باز میماند ز من

داستانها بشنوی از زندگی ، نو یا کهنکی شود آن داستان ، خالو حسین کوه کندرمیان جنگ بدکاران نصیبش بمب بودخانه و کاشانه ویران ، کشته فرزندان و زنرفت از دست هر چه داشت در خانه، رویا و امیدداد از دست پای خود ، جانش چه نزدیک بر کفندر میان ناامیدی و سیاهی لحظه ایزندگی ناگه تهی شد هر طرف شد چون لجنلحظه ای بر آسمان شد خیره در اوج سکوتاشک بر رخسار خشکید و کلامش در دهنخوش نکرد دل تا که یاری آیدش از دیگریصد عجب خالو بپا شد سوی شاهوی ختنشد خروشان با غم و اندوه خویش در قلب کوهسنگها ناگه شدند بس ناتوان همچون چمنبیست سال کار و تلاش تا سازد از نو زندگیسربلند پر افتخار با هر چه خون است در بدنحاصل خون و عرق ها شد بنایی پر شکوهیافت او آزادگی را با تمام جان و تنهر نفس ، هر فکر و اندیشه به یاد مردمشعاشق خاکش چو بود و داده دل را بر وطنداد عمری پر تلاش در راه خود خالو حسینگرچه از خالو رسید این دم پیامی هم به منگرچه ره دشوار هست گاهی و بس بی انتهابس بیاموزیم شاید این زمان از کوه کن
ا.ه.ل.ایرانی (اهلی) خرداد ۱۳۹۰
مهژی بۆ مردن، بمره بۆ ژیان
هیچ کار از سعی ما چون کوه کن صورت نبست
وقت آنکس خوش کز او آثار میماند بجا
((صائب تبریزی))
میگوره وسرای سنگی خالو حسین در یک روز بهاری
آنان که جان و تنشان از عزمی راسخ آکنده است
آن ها که از نشیب تند سرنوشتی بلند بالا می روند
آن ها که اندیشمند به سوی هدفی عالی راه می سپرند
و روز و شب پیوسته در خیال خویش
یا وظیفه ای مشخص دارند
یا عشقی بزرگ
....
برای دیدن ادامه عکسها ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
دل به امید صدائی که مگر بر تو رسد / ناله ها کرد درین کوه که فرهاد نکرد
مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد
هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد کاهی به دست به باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر مارا، اندوه مادر زاد
از خاک ما در باد بوی تو می آید
تنها تو میمانی، ما میرویم از یاد

خالو حسین کوه کن فرهاد امروز.........................
شور شیرین زبس آراست ره جلوه گری
همه فرهاد تراود ز رگ و ریشه ما
((تامهزرۆی تۆم ئهی مهیگۆڕێ))
مهیگۆڕێ
گهڵای داره توهکانت لاپهڕهی ژیانی منه ،گیانی منه
( مهیگۆڕێ )
تارماویهکه وا
نیوهشهوان ڕامدهژێنێ
بهرهوو ترۆپکی ئاسۆیهکی تر..
خهیاڵم ڕادهتهنێ
نازانم،ئهبێ چی بێ !؟
ههموو جهستهم خولیای ئهو بێ
هزروبیرم ..
وا مهدهۆشانه غهرقی ئهو بێ
به ههرههنگاوێکی منداڵیم
وا به سهرشێتانه وێڵی ئهو دێ
شێعری بورهان بێزادی ..بهریتانیا
...... 2010/10/02 ......
عاشقان را شکوه ای از سختی ایام نیست
مهره ی موم است کوه بیستون فرهاد را
((صائب تبریزی))
انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. فردریش نیچه
گهر به ههڵۆیی ژین بکهی تاوێ
ژینی قاڵاویت به پووشێک ناوێ
من همه ی اتفاقات زندگیم را در پای تقدیر می بینم
اینکه در بمباران، بمبی درست به وسط خانه ام اصابت کند و دار و ندارم فنا شود
خانه و کاشانه ات با خاک یکسان شود و همسر و سه پسرت را نیز از دست بدهی
و یک پایت نیز قطع شده باشد و همه طردت کنند ، چکار خواهی کرد ؟ تجربه ی
تاریخی ما نشان داده که بسیاری در این شرایط دشوار کاسه ی گدایی به دست
گرفته و محتاج همانهایی شده اند که طردش کرده اند.امروزه شاید دست به دامان
نهادهای حمایتی شد تا بلکه از گرسنگی رهایی یافت.اگر نیز کسی را داشته باشی
و طرد نشده باشی و خوش شانس هم باشی که در جامعه ای این حوادث برایت
رخ داده باشد که امکان بالندگیت را به عنوان یک معلول فراهم آورد و تو نیز همتی
داشته باشی میتوانی به کار هنری یا که ورزشی دست بزنی و همگان ازاین رو به
عنوان یک معلول امیدوار و دارای همت و پشتکار آفرین گویان امیدوارانه نیزتشویقت
کنند.ولی خالو حسین شرایطش چنین نبود،در روستای مرزی با پیشینه ی مبارزاتی
در راه ملتش،همه ی این حوادث برایش رخ نمود،همه به هردلیل طردش کردند و
گاه با تشر راه گدایی را نشانش میدادند،غافل از روح بزرگ او غافل از همت بلند او،
رنجیده از همه و روزگار و حتی خدایش در سرمای زمستان باکلنگی بر دوش به دامان
کوه سنگی پناه برد و هرچه غم واندوه درخود سراغ داشت را بر سر سنگ و کوه فروریخت
او که در آرزوی آزادی برای ملت اش برافروخته ومقابل دژخیمان هتاک آب و خاک
ملتش به پا خواسته بود درگردابی هایل گرفتار آمده بود،گردابی که کمتر کسی توان
برون رفتن از آن را داشت،اما او بیرون امد وسربلندو پرافتخار چون یک اسطوره بیرون
آمد او بر بلندای کوه در سایه ی آلاچیقش (که پر) مردم پایین دست را مینگرد که
مبهوت و حیران به تماشای عزم راسخ او راه بر خود هموار کرده و به سویش می آیند
بسیاری به هر قصد و نیتی پولهایی را به او بخشیده اند تا بلکه روزهای باقی مانده را
در آسایش سپری کند غافل از این امر که خالو حسین را دیگر با مال دنیا کاری نیست
و هیچ کس آسوده تر از او نمیتواند باشد.خالو حسین به راستی آسوده است اگر
گزاف نباشد آزاده ترین انسان روزگار ماست آزاده براستی اوست.تنها رنج خالو حسین
این است که ملتش نیز چون او به آزادی دست پیدا کنند و از قید هرچه بیگانه است
رهایی پیدا کنند. او خواهان سرمایه گذاری پولهای اهدایی(50 میلیون) برای گشایش
آموزشگاهی برای آموزش زبان کردی بود که با همان مانع حکومتی و سیاسی در این
راه مواجه شد که سالها به قصد برچیدنشان جنگیده بود،اما ثابت کرده بود که به آسانی
از پای نمی شیند و این بار مدرسه ی دینی به شرط آموزش زبان کردی در آن،گشود و تا
به امروز در آن قطره ای از اقیانوس آرزوی خالو حسین جریان دارد.درست که باوجود
سکوت رسانه ها بسیاری از کاشانه ی سنگی خالو دیدن می کنند،امامتاسفانه بسیاری
ازهمان بازدیدکنندگان بزرگی کار اوعلاوه برآن عظمت روح اورادرک نکرده اند.بیشتر
آنهای که برای بازدید از یک مکان دیدنی و تفریحی دیدن کرده اند.و حتی هموطنان
خالو همین گونه اند.در غرب به عنوان نمونه کسی اقیانوس اطلس را چند ثانیه
سریعتر پارو زنان طی کرده یا که کسی دیگه چند ثانیه بیشتر درعمق چند متری
زیر آب مانده و کارهای دیگه از این دست را چنان پوشش رسانه ای می دهند که همه
از آن خبردار می شوند. این ستمی است که بر این اسطوره ی کرد تبار می رود.
خالو حسین سالک راه آزادیست، چه در هنگام جوانی و سلامت،و چه در دوران عزلت
و معلولی و پیری اندیشه ی آزادی ملت اش همواره با او بوده وهست و با کارش آن
را جاودانه نمود.خالو حسین انتظاری از هیچ کس ندارد چرا که اگر داشت صخره ای
را به زانو در نمی آورد.درست که خالو حسین از هیچ کس انتظاری ندارد،اما از ملت اش
انتظار می رود که این اسطوره ی زنده ی خود را بشناسند و به جهانیان بشناسانند

ههر هونهر نهمره هونهوره مهرد و رهند
((چڵکی دهسته ماڵی دنیا)) وهک دهڵێن
ماڵ پرهست پهیمان شکێنهو بێ بهڵێن
قهدری جوانی کو دهزانێ،ماڵ پرهست
جوان پهرهسته پیری خاوهن زهوق ههست
فیلمهای مستندی از خالو حسین کوه کن

برای دریافت فیلم ها روی کلمه دانلود کلیک کنید
( ههڵۆی مهیگۆڕێ ) دانلود
(حوسهینی کێوکهن) دانلود
( کلیپ پیشمهرگهی قارهمان ) دانلود
مستند داستانی(ههڵۆی ئهشکسته باڵ) دانلود
دوستان عزیز به دلیل اینکه سقف آپلود برای هر فایل در پرشینگیگ۱۰تا 1۵مگابایت است
فایل های با حجم بالاتر آپلود نمی شوند. فیلم های دیگری که ما از خالو حسین
داریم با وجود فشرده کردن آنها باز هم بالاتر از این حجم است متاسفانه نمی توانیم از آنها
استفاده کنیم)
که شربت لب شیرین بهکام پرویزاست
((بیدل دهلوی))
اثر تاریخی و دیدنی ((حسین کوهکن)) یکی از جذابترین و شگفت انگیزترین آثار ایران زمین است. سازنده با وجود وضعیت جسمی نا مساعد و صلابت کوه دو ویژگی برجسته و مهم این غار است که زبان هر بازدید کننده ای را به تحسین می گشاید. و ذهن هر بازدید کننده ی را با سوالات بیشماری تسخیر می کند از جمله: آیا ممکن است ابن البشری توان آفرینش چنین اثر عظیم تآمل بر انگیزی را داشته باشد ؟ داعیه و انگیزه ی خالق این اثر شگفت انگیز چه می تواند باشد؟ مکتوبات و منقولات در این باره چه اندازه با واقعیت مطابقت دارد ؟ ....

له سایهی عیزهتی نهفسم سهرشۆڕناكهم بۆهیچ كهسێ
سهر بهرزیمه كه ناهێڵێ دهمم بهرم بۆهیچ دهستێ
((مامۆستا قانع))
مبارز بهترین هنرمند است
در این جهان
چیزهای بسیاری هست
که زنگ می زنند
می پوسند،می میرند
و از یاد می روند
مثل تاج٬عصا٬وسریر پادشاهان.
در این جهان
چیزهای بسیاری هست
که هر گز نمی پوسند٬نمی میرند
واز یاد نمی روند
مثل یک پا٬ تیشه٬و عصای خالو حسین
سهپاس بۆ رێباز حسینی که ئهم دهقهی ناردووه
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست
گر کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
((صائب تبریزی))
هوره و سیاچمانه
"سیاچمانه" و "هوره" موسیقی قوم کرد
مردم کرد به دلیل شرایط خاص زندگی خود از میراث داران موسیقی " هوره"و "سیاچمانه" هستند."هوره"و " سیاچمانه" و …از عوامل زنده نگهداشتن زبان و گویش های کردی بوده اند.
" هوره " یکی از مزامیر باستانی در ستایش " اهورا مزدا"بوده " اهوره "پاره ی نخست "اهورا مزدا"ست که در بسیاری از جاهای اوستا به تنهایی به کار رفته است." اهوره " در اوستا به معنای بزرگ و سرور و به عنوان صفتی برای " ایزدان مهر" و به معنای فرمانروا و سالار بوده است.
درو نمایه و موضوعات " هوره" و " سیاچمانه"متفاوت است از جمله وصف طبیعت، وصف معشوق،عشق و عاشقی ، وصف جنگ ها ، مردان جنگی ، کوچ ایلات و عشایر ، شرح هجران و فراق و …
این هم نمونه هایی از هوره و سیاچمانه که در وصف خالو حسین خوانده شده اند.
برای دریافت آنها روی کلمه دانلود کلیک کنید
۱.سیاچمانه
صدیق کمانگر
۲. هوره
علی اشرف نظری
۳.هوره
قربان صحنه ای
۴. سیاچمانه
صدیق کمانگر
صوتی(mp3)
خون عاشقی مدحی از سنگ پیدا میکند
بیستون تیغ کمر نگشود تا فرهاد رفت
((صائب تبریزی))
زامهکانی تۆ

میژۆ هات و باڵای خۆی گرت تاریخ آمدکه قامت خود را
به باڵای زامهکانی تۆ با غمهای تو اندازه بگیرد
زامهکانت یهک دو قولانج درێژتر بوون. در سایه سار تو نشست
که زهریایش ویستی قوڵایی زیرا دست اش به بلندای اندوه تو نمی رسید
زامی خۆی و تو بپێوێ دریا آمد که ژرفای خود را با زخم های عمیق تو اندازه بگیرد
هاواری کردو خهریک بوو حیران شدو
ئهو له ناو تۆدا بخنکێ! هراسان گریخت زیرا چیزی نمانده بود تا در تو غرقه شود.
شیرکوه بیکس
در بیستون زنالهء من گر صدا فتد
نالد ز درد کوه جدا و کوهکن جدا
((جامی ))
گفتگوی کوتاهی با خالو حسین(فریادی برای کردستان)

پ: مام حسێن خاوه نی هه ستێکی بێگه ردی کوردانه یه ، ئه و خۆشه ویستییه سه رچاوه که ی چییه؟
و: کاکی برا من کاتێ ئه بینم له م دونیا پان و به رینه دا گه لی وا هه یه ملوێنێ نابێ که چی ده وڵه ت و وڵاتی هه یه و سه به خۆ ده ژی، به ڵام له و لاوه گه له که ی من به مێژینه ی خه باتی دوور و درێژه وه به و چه شنه مامه ڵه ی ده گه ڵ ده که ن، ئه وه ئه بینم کورد به هانای گه لانی بنده ست و لێقه وماوه وه ده چێ لێ که س لای لێ ناکاته وه و دڵی بۆ ناسووتێنێ، به ڕاستی بۆکڕووزێ ئه که وێته دڵمه وه، ئه م خرۆشه له و هه موو بنده ستی یه وه سه رچاوه ده گرێ.
پ: مامه حسێن ئاماژه ت به وه دا زۆر شۆڕشگێڕی کورد سه ردانی کردوویت، ده کرێ وردتر ئه خاڵه ڕوون بکه یته وه ؟
و: کاکه گیان به لای منه وه ئه وه ی زه حمه تی ئه و هه موو ڕێگه وه به ر خۆ ده دا و دێ بۆ لام به شۆڕشگێڕی داده نێم. ئه و ده مه ی" ئاپۆ" به هۆی پیلانێکی ناحه زانی کورده وه گیرا، من حه وت مانگی خشت ده ستم له سه ر و ڕیشم نه دا و شانه م پیا نه هێنا، کاتێ ئه و هه واڵه گه یشتبووه لای گه ریلاکانی پ.ک.ک، چه ن که سێکیان هاتنه لام و سوپاسی ئه و هه ڵوێسته یان کردم ، دیاره من ئه وه م له به ر ویستی ده روونی کردووه و هه مووڕێبه رێکی کوردم لا خۆشه ویسته
پ:حسێن کورده ئاوات به چییه وه ده خوازێت؟
و: ڕزگاری هه ر چوار پارچه ی کوردستان ، دامه زرانی ده وڵه تی کوردی و یه کگرتنی کوردان و سه ر به رزییان له دونیادا ، له ئاواته له مێژینه کانی منن
« ...امیدوارم آرزوهایش روزی به واقعیت بپیوندد. ایشان نمونه یک انسان مبارز است که صخره ای را در 19 سال حفر کرده است فقط به خاطر اعتقادات و افکاری که داشته است نه هیچ انگیزه مادی و دنیایی.» *
----------------------------------------------------------------------------------------------------
*بخشی از نوشته محمد بختیان توریستی از کشور فلسطین برای خالو حسین
گفتگو و درد دل خالو حسین با کوه
" گفتوگۆی نێوان خاڵۆ حوسهین وگاشهبهرد "

سڵاو سهد سڵاو
ئهی شیرین نیگا
ئهی گاشهبهردی بهرزقامهت باڵا
ساڵانی ساڵه له ڕووی زهمانه
شهختهی ههرهسه ونووزهی زریانه
ههیهات .... ههیهات
هۆ سهخرهی سهربهرز
ئهی گهورهی مل بهرز
ئهوهی ڕاستی بێ له تانهی خهڵکی بێ دهرهتانم
هاتوومه خزمهت به قووڵنهی شانم
ئیتر لهگهڵ تۆم شانت به شانم
گاشهبهردی بهرز
هاته گۆ به لهرز
سڵاو سهرچاوان ئهی پیره ساڵان
وا بهخێرهاتی ئهی ههڵۆی شاخان؟
پهیڤ وپهیمانه
هاوڕێیهتیمان شهرته وقهراره
وهعدووهفاشمان ههر بهرقهراره
گومانت نهبێ ..
من سهخرهی سهخیم
وهک گوڵێ بۆیار،بۆتۆههڵوهریم
بێ باکم له تۆف له ههرهس وبهند
دوو به دووبینو دوور له جودایی
یارێکم دهوێ یاری ههتایی
یاری ههتاوی دایم ههتایی
سڵاوت قهبووڵ
ئهی پیره ساڵان
ئهی ههڵۆی شاخان
هۆ قووڵنه له شان
ئهندازیارهکهی ڕهنجبهری کوردان
شێعری بورهان بێزادی ..بهریتانیا
پهیڤ:قصه .سخن
گاشهبهرد یان گابهرد:صخره
کار عشاق کند صورتی آخر پیدا
تیشه ی کوهکن آئینه ی شیرین گردد
((صائب تبریزی))
عکسهای از خالو حسین


عشق در کوه کنی داد نشان قدرت خویش
ورنه این مایه هنر ، تیشه ی فرهاد
((فرخی یزدی))
ادامه مطلب
کتێب (كۆشكهكهى حسهینى كورد)


دانییشتووی ئۆسترالیا
تیراژ
ســـاڵ 2002
شعر کاک بورهان
" خاڵۆ حوسهینی کێوکهن "

خاڵۆ حوسهین
عهزیزهکهم
گهزیزهکهم
نێوی تۆ وێردی ههموو زمانێکه
بهحهسرهتن ... بهعهزرهتن
سهوداسهرن به دیداری ڕوخساری تۆ
چیرۆکێکی جیهانیه
ئهو گاشهبهرد وبهندهنه
ئهو تاشهبهرد وههردهنه
زهمانێکه
ڕۆمانێکه
ئهوینی تۆهێما وڕهمزی
مهردانهیه ... پیاوانهیه
پانتای دڵت مێژووانهیه
یادوارهی فهرهادێکی تاکانهیه
ڕازی غاری زهمانهیه
تۆ ژمارهیهکی لهم زهمینه
له ههموو زێڕه کاغهزێکدا
ڕستهیهکی هۆنراوهیه
دیاره ،ڕوونه وکراوهیه
تابلۆیهکی حهک کراوهیه
............................................
... شعر برهان بهزادی .امامی ...
.. انگلستان ..
قبول عشق چون فرهاد هر کس را کمر بندد
ز جان سختی کند دندانه تیغ کوهساران را
((صائب تبریزی))
ههڵۆی ئهشکسته باڵ
هێشتا بهسهر آقاری خۆما زاڵم
وهک قهندیل و ههڵگوردو پیرهمهگروون
سهری بهرزم دانانهوێ بۆ گهردوون
هر چند عقاب شکسته بالم من
مسلط بر محدوده ی خویش من
مانند قندیل و هلگورد و پیر مگرون
نمی کند قامت افراشته ام کرنش گردون
وهره جهلاد
وهره گیانم ههموو لهت لهت بکه تاکوو بزانی چۆنه ئیمانم
ئه تۆ جهلاد
ئهگهر دهربینی ئیسکانم،
ئهگهر بینی لهبهر چاوم بکوژی گشت عهزیزانم،
بهوهلاهی
به خاکی پاکی کوردستان،
ئهمن کوردم قهتیش نالیم پهشیمانم
فرمیسکی
بۆ کوردستان
ئه ی سه رگه ردانی مانوو
لێ قه وماوی بێ خانوو
ئه ی ماڵ و منداڵ له کوڵ
ئاواره ی نیشتیمان چوڵ
ئه ی برای کوردستانی
که ی مافی خۆت ئه ستێنی
ئه ی باڵه نده ی بێ هێلان
ئه ی وه ی لانی به سته زمان
له و ده شت و دوڵ و کێوه
دوو کوڵ ئه به ی به رێوه
کوڵی ماڵ و منداڵت
ته زاندویه تی باڵت
کوڵی خه می وه یلانی
دڵت گرتو یه شانی
بارت قورس و پێ په تی
رێبواری رێی مه ینه تی
ئاخوا خه می نیشتیمان
پێت قورسه یا کوڵی شان؟
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

كساني هستند كه يك روز مبارزه مي كنند
انسان هاي والائي هستند
"بر تو لت بر شت"
لای ههڵۆی بهرزه فری بهرزه مژی چۆن بژی شهرته نهوهک چهنده بژی
(در نظر عقاب بلند پرواز آسمانها چگونه زیستن مهم است نه چه اندازه زیستن )
می گویند :
( انسان با امید زنده است
و بدون آرزو محکوم به نابودیست )
خالو حسین مردی است که خلاف این عمل کرده است نه تنها نابودی رانپذیرفت
و به قول خودش کاسه گدایی دست نگرفت بلکه با یکی از سخترین عناصر
طبیعت یعنی سنگ در افتاد و استقامتش را حتی کوه که سمبل مقاومت و
ایستادگیست را به لرزش درآورد با تنی رنجور و زخمی کهنه بدون خانواده و
بدون پشتیبان بی هیچ کمک و یاوری، 19 سال تلاش مداوم با دستهای خالی با
کمترین امکانات ،منزلگاه خود را از طبیعت پس گرفت و به همگان نشان داد که
مرزی نیست تا انسان را محدود کند.و چه زیبا این را به کوه فهماند و به کوه یاد
داد که نه تنها باید او را در مدت حیات بپذیرد بلکه بعد از مرگ هم باید خانه ای
باشد برای او تا ابد. همگان کار حسین کوه کن را ستوده اند.
(بی شک میراث او نوید رستگاری و آزادی برای نسل فرداست)
میهن پرستی هنر برآزندگان نیست بلکه آرمان آنان است
ایستاده خواهیم مرد،اما زانو زده زندگی نخواهیم کرد
فهرهاد بۆ شیرین چهکوشی ئهوهشان
بهردی ئهتاشی و بهردی تێک ئهشکان
ئهی بۆ فهرهادێک نههاته رووی کار ؟
شیوهن بتاشێ له رووی کوردستان ....
تو شیوهنو تاشی له رووی کوردستان
زۆر دهستت خۆش بێت خاڵۆ حسێن گیان
نهقشی سهنگت فهخره بۆمان کاک حسهین فهرهادی کورد
واله تۆپهی زرمهی قوڵنهکهت دهبدهبهی ئهجدادی کورد
ئهشقی شیرینت وهتهن بوو هێزی شانت شادی کورد
ئیفتخاری تا ئهبهد بۆ فهرههنگی ئابادی کورد
کوردم ئهمن "
،
گهر چی تووشی ڕهنجهڕۆیی و حهسرهت و دهردم ئهمن
قهت له دهست ئهم چهرخه سپڵه نابهزم مهردم ئهمن
ئاشقی چاوی کهژاڵ و گهردهنی پڕ خاڵ نیم
ئاشقی کێو و تهلان و بهندهن و بهردم ئهمن
گهر له برسان و له بهر بێ بهرگی ئهمڕۆ ڕهق ههڵێم
نۆکهری بێگانه ناکهم تا له سهر عهردم ئهمن
من له زنجیر و تهناف و دار و بهند باکم نییه
لهت لهتم کهن، بمکوژن، هێشتا دهڵێم کوردم ئهمن
چهپ گهردی گهردوون گهڕان كوشتمی
نهزان پهرهستی بۆ نان كوشتمی
ههرچهوسانهوهیـێ بی حهسانهوه
ئاخ مـردن له كوێی؟ ژیان كوشتمی
فرهاد هورامان
ادامه مطلب
شیوهنی ئازادی
فرهاد ثانی
آری آن کس که تاریخ را ساخت با همت خویش تمدن آریایی را از کهن دیار یلان و سرزمین پهلوانان به عاشقان آزادی تقدیم کرد تا حماسه ها را بیافریند و برای همیشه در بین صفحات تاریخ اسم کرد را جایگاهی خاص دهند، و اینک نوبت به شیر مردی دیگر رسیده که حماسه ی بس بزرگ بیافریند...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
روایت سنگ و تیشه

اگر خستگی اندک مسافرتی 120 کیلومتری را از مرکز استان کرمانشاه
به سمت شمال غربی استان( شهر پاوه) بر خود هموار کنید بی شک
ازگشت و گذار در تفرج گاه زیبای «میگوره» و دیدن سرای سنگی
« حسین کوهکن » پشیمان نخواهید شد.همکلام شدن با مردی
که نزدیک به سه دهه از عمر خود را صرف ساختن سرایی سنگی
کرده، آن هم در دل صخره ایی به طول سی متر و ارتفاع دوازده متر،
عجیب است و دیدنی

ادامه مطلب
فهرهادی دووههم
فهرهادی دووههم
ئهو مرۆڤه عاشقهو قارهمانهێ ناۆ حیکایهتو ئهفسانهکان نیه ،حوسهێن کۆکهن مرؤڤێکه که له دونیای واقیعدا توانیویهتی قارمانهتیهکان و حماسهتهکانی ناو چیروک و ئهفسانهکان له چیا بهرزو سهر کهشهکانی زاگروس و له نیشتمانی خۆی واته کوردستان دا وهدی بێنێ . ئهم پیاوه به چالاکی و تێکوشانه ماندوو نهناسهکانی خۆێ نیشانی داوه که ئیرادهو تهواناییهکانی مرۆڤ هیچ سنووریک ناناسێت و مرۆڤ دهتوانێت به تێکوشانی بێ وچانی خۆێ به هوشیاری و جوڵانهوهکانی ههموو چوارچیوو سنوورێک تێک بشکێنیت و به سهر ههموو چهڵهمهو چهمهرهکانی بهرهو رووی خۆێ زاڵ ببێهو ببێته هێمای ئیرادهو تهوانایی خۆراگری.
حوسهین کۆکهن رۆڵهکهێ رهسهن و راستهقینهی کورد و یهکێک له پاسه ههره بههێزه کانی میللهت،پارێزهری شهرف و کهرامهت و ئازادی گهلهکهێ خۆێ بووهو ههێه.
هیمهنی مهردان کیو له بن دینی(همت مردان کو ه را از بیخ می کند)
ئهم نوسراوه پیشکهشه به مرۆڤیکی ماندوو نهناسی ئهم سهردمه
که بوهته رهمزی سهرکهوتنی مرۆڤ بهسهر روژگاره ناههموارهکانی
سهختی ژیاندا،ئهگهرچی ههندیک له ئهندامه گرنگهکانی لهشیشی
له دهست دابیت
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
فیلم میگوره با محوریت زندگی فرهاد کوه کن به دلیل ندادن مجوز لغو گردید

فیلم مستند "میگوره" با محوریت پیرمردی کرد که همچون "فرهاد کوهکن" سنگتراشی در کوهستان و زندگی در دل کوه را انتخاب کرده است، به کارگردانی "هوشنگ میرزایی" ساخته می شود.
میرزایی گفت: این مستند ۶۰ دقیقه ای، داستان زندگی "سید حسین سلیم عثمان" پیرمرد ۸۰ ساله اهل پاوه است که پایش در زمان جنگ قطع شده و همچون فرهاد کوهکن با تراشیدن هفت اتاقک درکوه به زندگی در دل کوهستان و طبیعت می پردازد.
وی توضیح داد: این پیرمرد زندگی در کوهستان را پس از دست دادن خانه و زندگی در ایام جنگ تحمیلی، انتخاب کرده و به تنهایی در کوهستان های اطراف پاوه روزگار می گذراند.
کارگردان مستند میگوره یادآورشد که این فیلم با مشارکت مرکز سیمای کرمانشاه ساخته خواهد شد
این فیلم که قرار بود به کارگردانی"هوشنگ میرزایی" ساخته شود به دلیل ندادن مجوز لغو گردید.





